اَبلق

نه حق حقم نه ناحق، نه بدم نه خوب مطلق، سیه و سپیدم ابلق، که به نیک و بد عجینم

اَبلق

نه حق حقم نه ناحق، نه بدم نه خوب مطلق، سیه و سپیدم ابلق، که به نیک و بد عجینم

بسم الله

سه شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۴۵ ب.ظ

                                        

وقتی همه در حال شادی و خوش‌حالی و تبریک عید به یک‌دیگرند، نوشتن از غم و اندوه نباید چندان جالب باشد. اما بعضی اندوه‌ها در ذات خود شیرین‌ند و گفتن از آن‌ها نه تنها کام انسان را تلخ نمی‌کند که غلغله‌ای از شور و اشتیاق در دل آدم برپا می‌کند. اندوه‌هایی مثل اندوه انتظار و جدایی که قرین‌ند با شوقِ وصل و دیدار.
حافظ شکایت از غم هجران چه می‌کنی، در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور
در این روزها و ساعت‌ها دائم این غزل سایه را به هم‌راه شجریان زمزمه می‌کنم. غزلی که به زیبایی حس و حال این روزهای ما را به تصویر کشیده است:

نه لب گشایدم از گل نه دل کشد به نبید
چه بی‌نشاط بهاری که بی رخ تو رسید

نشان داغ دل ماست لاله‌ای که شکفت
به سوگ‌واری زلف تو این بنفشه دمید

بیا که خاک ره‌ت لاله‌زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید