من با یقین کافر جهان با شک مسلمان...
داشتم فیلم معرکه فارست گامپ را میدیدم. به آن قسمتش رسیدم که قایق صید میگوی فارست گامپ (تام هنکس) در معرض طوفان شدید قرار میگیرد و سرگرد دن تیلور (گری سینایس) در همان اوضاع بد دریا بر فراز دیدهبان کشتی، خدا را مخاطب قرار داده و شروع به کفر گویی میکند. یک لحظه دکمه توقف را زدم و به این فکر کردم که چه چیزی باعث میشود آدم به کفرگویی بیفتد؟
خب آدمی که کفر میگوید عملاً اعتقاد دارد که:
اولاً خدایی هست و وجود دارد. مخاطب قرار دادن چیزی که وجود ندارد بیمعنی است.
دوماً معتقد است که این خدا تواناست و قدرت گرهگشایی از مشکل و گرفتاری او را دارد.
در نهایت هم بر این عقیده است که این خدای حاضر و توانا علیرغم توانایی اقدامی در جهت رفع مشکل او یا اجابت خواستهاش نمیکند؛ و همین باعث میشود که خدا را در موضع ظلم تصور کرده و کفر بگوید.
خب با این حساب خداوکیل وضع چنین آدمی خیلی از ماها بهتر است. چون خیلی از ماها هنوز به مراحل اول و دوم اعتقاد واقعی نداریم.
*عنوان مصراعی است از فاضل نظری